من مطمئن هستم که همه ما لحظاتی در روز داریم که در آن یک کار خاص را انجام میدهیم یا از طریق یک فرایند استاندارد کار میکنیم و فکر میکنیم “من میدانم که چگونه میتواند بهتر باشد.”
داشتن ایدهها بخش سختی نیست – تیمهای منابع انسانی باید هر روز با منابع محدود خلاق باشند. چیزی که سخت است این است که کل سازمان را پشت سر این ایدهها قرار دهید و تغییراتی را که میدانید برای حمایت بهتر از افراد و کسبوکارتان لازم است، هدایت کنید.
پس چگونه صاحب دیدگاه و ایدههای خود میشوید و جذب آنها میشوید؟ من میدانم که به نظر میرسد یک سؤال بزرگ برای پاسخ به تمام مسئولیتهای دیگری که باید مدیریت کنید، اما یک خبر خوب وجود دارد – با آن تصویر بزرگ ذهنی شروع نمیشود. با شما شروع میشود.
بیایید نگاهی گذرا به سهراه بیندازیم که میتوانید خود را برای موفقیت آماده کنید و شروع به مالکیت چشمانداز خود کنید.
۱. طرح خود را برای تعیین هدف تعریف کنید.
ایجاد تغییر با واضح بودن در مورد آنچه میخواهید – و به طور واقعی میتوانید – انجام دهید شروع میشود. این به این معنی است که اهداف قابلاجرا برای خود تعیین کنید تا مسیر روشنی برای ایجاد تغییر داشته باشید. این ممکن است بسیار شبیه به یک برنامه معمولی مدیریت عملکرد باشد، اما قول میدهم که اینطور نیست.
همه آن ایدههای عالی را که فقط درباره آنها صحبت میکردیم به یاد دارید؟ خوب، هدفگذاری خوب اولین قدم در تحقق آنها است. بههرحال، اگر بتوانید گامهای عملی را برای خود در نظر بگیرید که با چشمانداز آینده شما همسو باشد، کار با سهامداران و کارمندان را برای اهدافشان آسانتر میکند و تلاشهای همه را با هم مرتبط میکند.
در اینجا سه سؤال وجود دارد که باید از خود بپرسید هنگام تشکیل یک طرح هدفگذاری:
قبل از نوشتن اهداف چه اتفاقی باید بیفتد؟
قبل از اینکه بتوانید قلم روی کاغذ بیاورید و اهدافتان را بنویسید، چیزهای زیادی میگذرد. به این فکر کنید که چگونه مناطقی را که شناسایی کردهاید چارچوب میدهید.
بنابراین بهراحتی میتوانید تأثیر آنها بر کسبوکار را ببینید. چه اقدامات ملموسی میتوانید انجام دهید تا هدف خود را از یک ایده به واقعیت برسانید؟ چگونه پیشرفت را اندازهگیری میکنید؟ مطمئن شوید که مراحل عملی را ترسیم کردهاید تا بتوانید برنامههای خود را به اشتراک بگذارید.
چگونه فرایند هدفگذاری خود را آزمایش میکنید؟
هنگامی که در حال فیلترکردن همه چیزهایی هستید که میخواهید به انجام برسانید، تمرکز ممکن است دشوار باشد. با یک منطقه با اولویت بالا شروع کنید و آزمایش کنید که چگونه آن را در تمام مراحل برای رسیدن به آن هدف طی میکنید.
برای اینکه هدفگذاری قابلتکرار باشد چه چیزی لازم است؟
این همان جایی است که بخش طرح اولیه وارد میشود. اکنون که ایدهای در مورد آنچه برای نوشتن اهداف قابلدستیابی و مراحلی که برای دستیابی به آنها طی خواهید کرد دارید، زمان آن رسیده است که منابعی را در محل خود قرار دهید که به شما امکان توسعه مداوم، تنظیم، و بر روی اهداف اجرا شود. داشتن همه این موارد به شما کمک میکند کار خود را به سایرین در سازمان خود گسترش دهید و دیدگاه خود را با آنها در میان بگذارید.
۲. خرید اجرایی داشته باشید.
تعیین اهداف خود بهوضوح یک گام عالی است، اما چگونه میتوانید منابع موردنیاز تیم منابع انسانی خود را برای دستیابی به این اهداف به دست آورید، بهخصوص اگر آنها بلندپروازانه باشند؟ این مستلزم داشتن رهبران تجاری در گوشهوکنار شماست که چشمانداز شما را درک میکنند. برای ایجاد چنین رابطهای با مدیران خود و حمایت از ابزارها و بهترین شیوههایی که معتقدید به شما در ایجاد تغییر کمک میکند، باید ارزش عملی ابتکارات منابع انسانی خود را برای مردم و کسبوکار نشان دهید.
ایجاد این سطح از ارتباط با مدیران زمان بر است، اما شما میتوانید چندین قدم برای بهینهسازی تلاش خود در اینجا بردارید:
مدیریت صحبتکردن را یاد بگیرید.
در مورد واژگانی که تیم رهبری شما استفاده میکند و اینکه چه اصطلاحات، موضوعات و عباراتی با آنها و اهدافی که برای شرکت در نظر گرفتهاند همخوانی دارد، فکر کنید. فراتر از آن، به این فکر کنید که چگونه از آن زبان برای نشاندادن نیازهای خود استفاده میکنید و چگونه منابع انسانی میتواند به مکالمات استراتژیک تجاری کمک کند.
معیارهای کلیدی را برجسته کنید.
در حالت ایدهآل، تیم منابع انسانی شما تعداد زیادی از آمارهای مختلف را در طول چرخه زندگی کارمندان ردیابی میکند. به این فکر کنید که کدام یک از این موارد با تأثیرات تجاری، مانند گردش مالی یا اضافهکاری، ارتباط دارد تا با مدیران اجرایی آن را تقویت کنید.
به طور فعال اهداف تجاری را در آغوش بگیرید.
به مسیری که رهبران برای سازمان شما تعیین میکنند گوش دهید و فکر کنید که چگونه میتوانید با چشماندازی که برای منابع انسانی دارید تقویت کنید. منتظر نمانید تا استراتژی کسبوکار به شما گفته شود. در عوض، باید مطمئن شوید که از این مکالمات جلوتر میروید، از فرصتها برای گذراندن وقت با مدیران استفاده میکنید و آنچه را که یاد میگیرید به ابتکارات و خلاقیت در منابع انسانی مرتبط میکنید.
متحدانی را در سازمان خود پیدا کنید.
برای ایجاد تغییر و ایجاد زمینههای مشترک با سایر اعضای سازمان خود مانند حقوق و دستمزد، مدیران و سایر سهامدارانی که با آنها کار میکنید، مانند IT یا فروش، همکاری کنید. مزایایی را که میتوانید به دست آورید برجسته کنید تا بتوانید یک جبهه واحد را به مدیران اجرایی ارائه دهید.
۳. تمرکز بر روی شیوههای مدیریت
بخش بزرگی از تبدیل چشمانداز شما برای منابع انسانی به واقعیت این است که هنگام مدیریت دیگران خود را به بالاترین استانداردها نگاه دارید تا بتوانید به نوبه خود آن استانداردها را به مدیران سراسر سازمان منتقل کنید. تهیه یک برنامه عملی ساده و عملی برای بازتاب روی شیوههای مدیریت و استفاده از آنها برای تقویت تصویر بزرگتری که در نظر دارید، تفاوت بزرگی در اثربخشی شما و اثربخشی سایر مدیران در سراسر شرکت ایجاد میکند.
یک برنامه عملیاتی مدیریت قوی با سه عنصر اصلی شروع میشود:
نتیجه: واقعاً از یک هدف یا ابتکار مدیریتی خاص چه میخواهید؟
هدف: چرا آن را میخواهید؟
اقدام: چه اقدامات خاصی میتوانید برای تحقق آن انجام دهید؟
نتیجهگیری: وقت آن رسیده است که عمیقاً حفاری کنید و دیدگاه خود را به واقعیت تبدیل کنید.
منبع: https://www.ukg.com/
ارسال نظر
مشاهده نظرات